شمس الدين حافظ

397

سفينه حافظ ( فارسى )

قرارى بسته‌ام با مىفروشان * كه روز غم بجز ساغر نگيرم خوشا آن دم كه استغناى مستى * فراغت بخشد از شاه و وزيرم فراوان گنج غم در سينه دارم * اگر چه مدعى بيند حقيرم من آن دم برگرفتم دل ز حافظ * كه ساقى گشت يار ناگزيرم [ 1 ] [ 331 به تيغم گر كشد دستش نگيرم ] 28 [ 2 ] شماره مسلسل 482 به تيغم گر كشد دستش نگيرم * و گر تيرم زند منت پذيرم كمان ابرويت را گو بزن تير « 1 » * كه پيش دست و بازويت بميرم غم گيتى چو از پايم درآورد * بجز ساغر نباشد دستگيرم برآى اى آفتاب صبح اميد * كه در دست شب هجران اسيرم چو طفلان تا كى اى واعظ فريبى * بسيب بوستان و جوى شيرم من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه * رسد تا سدره آواز صفيرم بفريادم رس اى پير خرابات * بيك جرعه جوانم كن كه پيرم بگيسوى تو خوردم دوش سوگند * كه من از پاى تو سر برنگيرم بسوز اين خرقهء تقوى تو حافظ * كه گر آتش شوم در وى نگيرم

--> ( 1 ) « مزن » هم صحيح است . [ 1 ] پاورقى غزل 27 - در سودى دو بيت زير اضافه ديده شد ( بيت اول پس از بيت دوم و بيت دوم پس از بيت ششم ) . من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه * ز بام عرش مىآيد صفيرم چو طفلان تا كى اى زاهد فريبى * بسيب بوستان و شهد و شيرم در انجوى علاوه بر دو بيت اضافى سودى كه وجود ندارد مقطع را نيز فاقد است [ 2 ] پاورقى غزل 28 - ابيات 5 و 6 اين غزل با مختصر تغيير در پاورقى غزل قبلى آمده است .